پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۰

ابشروا یا قوم هذا فتح باب

قد نجوتم من شتاب الاغتراب

افرحوا قد جاء میقات الرضا

من حبیب عنده‌ام الکتاب

قال لا تأسوا علی ما فاتکم

اذ بدی بدر خروق اللحجاب

ذا مناخ اوقفوا بعراننا

ذا نعیم لیس یحصیه الحساب

ان فی عتب الهوی الف الوفا

ان فی صمت الولا لطف الخطاب

قد سکتنا فافهموا سر السکوت

یا کرام الله اعلم بالصواب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۲آمده‌ام که تا به خود گوش کشان کشانمت
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۳آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۴درآ تا خرقهٔ قالب دراندازم همین ساعت
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۵که دید ای عاشقان شهری که شهر نیکبختانست
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۶حالت ده و حیرت ده ای مبدع بی‌حالت
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۷از دفتر عمر ما یکتا ورقی مانده‌ست
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۸بادست مرا زان سر اندر سر و در سبلت
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۹بیایید بیایید که گلزار دمیده‌ست
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.