پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۹۷

بدید این دل درون دل بهاری

سحرگه دید طرفه مرغزاری

در او آرامگاه جان عاشق

در او بوس و کنار بی‌کناری

که فردوسش غلام آن گلستان

بهشت از سبزه زارش شرمساری

به هر جانب یکی حلقه سماعی

به زیر هر درختی خوش نگاری

اگر پیری درآید همچو کافور

شود گل عارضی مشکین عذاری

چو شیر اسکست جان زنجیرها را

رمید آن سو چو مجنون بی‌قراری

برفتم در پی جان تا کجا شد

در آن رفتن مرا بگشاد کاری

بدیدم طرفه منزل‌های دلکش

ولیک از جان ندیدم من غباری

بگو راز مرا تا بازآید

وگر ناید بیا واپس تو باری

نشانی‌ها بیاور ارمغانی

که تا تن را کنم من دارداری

کیست آن مه خداوند شمس تبریز

خداخلقی عجیبی نامداری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۹۹ندارد مجلس ما بی‌تو نوری
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۰۰ز هر چیزی ملول است آن فضولی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۰۱مرا هر لحظه قربان است جانی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۰۲مگیر ای ساقی از مستان کرانی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۰۳ز مهجوران نمی‌جویی نشانی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۰۴برون کن سر که جان سرخوشانی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۰۵مرا هر لحظه منزل آسمانی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۰۶چه دلشادم به دلدار خدایی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.