پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۷۹

ز ما برگشتی و با گل فتادی

دو چشم خویش سوی گل گشادی

ز شرم روی ما گل از تو بگریخت

ز گل واگشتی اینجا سر نهادی

نهادی سر که پای من ببوسی

نیابی بوسه گل را بوسه دادی

بدان لب‌ها که بوی گل گرفته‌ست

نیابی بوسه گرچه اوستادی

برای رفع بویش این دو لب را

همی‌مالم به خاکت من ز شادی

کجا بردارم این لب از تو ای خاک

ولی فتنه توی گل را تو زادی

تو آن خاکی که از حق لطف دزدی

تو دزدی و مریدی و مرادی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۸۱کجا شد عهد و پیمان را چه کردی
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۸۲به بخت و طالع ما ای افندی
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۸۳نگارا تو گلی یا جمله قندی
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۸۴شنودم من که چاکر را ستودی
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۸۵دگرباره شه ساقی رسیدی
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۸۶اگر یار مرا از من برآری
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۸۷صلا ای صوفیان کامروز باری
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۸۸صلا ای صوفیان کامروز باری
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.