پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۸۲

به بخت و طالع ما ای افندی

سفر کردی از این جا ای افندی

چراغم مرد و دودم رفت بالا

دو چشمم ماند بالا ای افندی

زمین تا آسمان دود سیاه‌ست

سیه پوشید سودا ای افندی

در این عالم مرا تنها تو بودی

بماندم بی‌تو تنها ای افندی

کجا بختی که اندر آتش تو

ببیند حال ما را ای افندی

همی‌گویم افندی ای افندی

جوابم گوی و بازآ ای افندی

چه بازآیم چه گویم من که رفتم

ورای هفت دریا ای افندی

چه حیران و چه دشمن کام گشتم

تو رحمت کن خدایا ای افندی

همی‌ترسم که تا آن رحمت آید

نماند بنده برجا ای افندی

تتیپایش افندی این چه کردی

تتیپا ثا تتیپا ای افندی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۸۴شنودم من که چاکر را ستودی
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۸۵دگرباره شه ساقی رسیدی
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۸۶اگر یار مرا از من برآری
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۸۷صلا ای صوفیان کامروز باری
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۸۸صلا ای صوفیان کامروز باری
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۸۹منم غرقه درون جوی باری
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۹۰چو عشق آمد که جان با من سپاری
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۹۱نگفتم دوش ای زین بخاری
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.