پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۸۹

منم غرقه درون جوی باری

نهانم می‌خلد در آب خاری

اگر چه خار را من می‌نبینم

نیم خالی ز زخم خار باری

ندانم تا چه خار است اندر این جوی

که خالی نیست جان از خارخاری

تنم را بین که صورتگر ز سوزن

بر او بنگاشت هر سویی نگاری

چو پیراهن برون افکندم از سر

به دریا درشدم مرغاب واری

که غسل آرم برون آیم به پاکی

به خنده گفت موج بحر کاری

مثال کاسه چوبین بگشتم

بر آن آبی که دارد سهم ناری

نمی‌دانم که آن ساحل کجا شد

که پیدا نیست دریا را کناری

تو شمس الدین تبریز ار ملولی

به هر لحظه چه افروزی شراری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۹۱نگفتم دوش ای زین بخاری
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۹۲به جان تو پس گردن نخاری
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۹۳به تن با ما، به دل در مرغزاری
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۹۴مرا بگرفت روحانی نگاری
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۹۵متاز ای دل سوی دریای ناری
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۹۶مرا در خنده می‌آرد بهاری
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۹۷بدید این دل درون دل بهاری
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۹۸خداوندا زکات شهریاری
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.