پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۷۱

بر من نیستی یارا کجایی

به هر جایی که هستی جان فزایی

ز خشم من به هر ناکس بسازی

به رغم من به هر آتش درآیی

چو بینی مر مرا نادیده آری

چنین باشد وفا و آشنایی

عزیزی بودم خوارم ز عشقت

در این خواری نگر کبر خدایی

برای تو جدا گردم ز عالم

که تا ناید مرا بوی جدایی

سبک روحا گران کردی تو رو را

که یعنی قصد دارم بی‌وفایی

تو در دل جورها داری همی‌کن

که تا روز قیامت جان مایی

الا ای چرخ زاینده چنین ماه

نزایی و نزایی و نزایی

به کوه قاف شمس الدین تبریز

همایی و همایی و همایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۷۳سؤالی دارم ای خواجه خدایی
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۷۴هلا ای آب حیوان از نوایی
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۷۵بیاموز از پیمبر کیمیایی
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۷۶سبک بنواز ای مطرب ربابی
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۷۷سلام علیک ای مقصود هستی
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۷۸اگر خورشید جاویدان نگشتی
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۷۹ز ما برگشتی و با گل فتادی
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۸۰چنین باشد چنین گوید منادی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.