پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۶۵

صلا ای صوفیان کامروز باری

سماع است و نشاط و عیش آری

صلا کز شش جهت درها گشاده‌ست

ز قعر بحر پیدا شد غباری

صلا کاین مغزها امروز پر شد

ز بوی وصل جانی جان سپاری

صلا که یافت هر گوشی و هوشی

ز بی‌هوشی مطلق گوشواری

صلا که ساعتی دیگر نیابی

ز مشرق تا به مغرب هوشیاری

در آن میدان که دیاری نمی‌گشت

به هر گوشه‌ست روحانی سواری

چو هیزم اندر این آتش درآیید

که تا هفتم فلک دارد شراری

میان شوره خاک نفس جزوی

به هر سویی درختی جویباری

تو اندر باغ‌ها دیدی که گیرد

درختی مر درختی را کناری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۶۷مبارک باد بر ما این عروسی
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۶۸خبر واده کز این دنیای فانی
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۶۹برفتیم ای عقیق لامکانی
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۷۰خوشی آخر بگو ای یار چونی
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۷۱بر من نیستی یارا کجایی
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۷۲دلا در روزه مهمان خدایی
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۷۳سؤالی دارم ای خواجه خدایی
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۷۴هلا ای آب حیوان از نوایی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.