پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۶۴

از این تنگین قفس جانا پریدی

وزین زندان طراران رهیدی

ز روی آینه گل دور کردی

در آیینه بدیدی آنچ دیدی

خبرها می‌شنیدی زیر و بالا

بر آن بالا ببین آنچ شنیدی

چو آب و گل به آب و گل سپردی

قماش روح بر گردون کشیدی

ز گردش‌های جسمانی بجستی

به گردش‌های روحانی رسیدی

بجستی ز اشکم مادر که دنیاست

سوی بابای عقلانی دویدی

بخور هر دم می شیرینتر از جان

به هر تلخی که بهر ما چشیدی

گزین کن هر چه می‌خواهی و بستان

چو ما را بر همه عالم گزیدی

از این دیگ جهان رفتی چو حلوا

به خوان آن جهان زیرا پزیدی

اگر چه بیضه خالی شد ز مرغت

برون بیضه عالم پریدی

در این عالم نگنجی زین سپس تو

همان سو پر که هر دم در مزیدی

خمش کن رو که قفل تو گشادند

اجل بنمود قفلت را کلیدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۶۶به تن این جا به باطن در چه کاری
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۶۷مبارک باد بر ما این عروسی
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۶۸خبر واده کز این دنیای فانی
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۶۹برفتیم ای عقیق لامکانی
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۷۰خوشی آخر بگو ای یار چونی
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۷۱بر من نیستی یارا کجایی
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۷۲دلا در روزه مهمان خدایی
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۷۳سؤالی دارم ای خواجه خدایی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.