پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۹۱

ای پرده در پرده بنگر که چه‌ها کردی

دل بردی و جان بردی این جا چه رها کردی

خورشید جهانی تو سلطان شهانی تو

بی‌هوشی جانی تو گیرم که جفا کردی

هم عاقبت ای سلطان بردی همه را مهمان

در بخشش و در احسان حاجات روا کردی

هر سنگ که بگرفتی لعل و گهرش کردی

هر پشه که پروردی صد همچو هما کردی

یک طایفه را ای جان منشور خطا دادی

یک قافله را ناگه اصحاب صفا کردی

آثار فلک‌ها را اجزای زمین کردی

اجزای زمین‌ها را در لطف سما کردی

پس من ز چه بشناسم از چرخ زمین‌ها را

چون قاعده بشکستی وز درد دوا کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۹۳گر شمس و قمر خواهی نک شمس و قمر باری
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۹۴از مرگ چه اندیشی چون جان بقا داری
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۹۵امشب پریان را من تا روز به دلداری
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۹۶نظاره چه می‌آیی در حلقه بیداری
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۹۷گر روی بگردانی تو پشت قوی داری
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۹۸ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۹۹ای بر سر بازارت صد خرقه به زناری
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۰۰گفتم که بجست آن مه از خانه چو عیاری
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.