پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۹۹

ای بر سر بازارت صد خرقه به زناری

وز روی تو در عالم هر روی به دیواری

هر ذره ز خورشیدت گویای اناالحقی

هر گوشه چو منصوری آویخته بر داری

این طرفه که از یک خم هر یک ز میی مستند

این طرفه که از یک گل در هر قدمی خاری

هر شاخ همی‌گوید من مست شدم دستی

هر عقل همی‌گوید من خیره شدم باری

گل از سر مشتاقی بدریده گریبانی

عشق از سر بی‌خویشی انداخته دستاری

از عقل گروهی مست بی‌عقل گروهی مست

جز عاقل و لایعقل قومی دگرند آری

ماییم چو کوه طور مست از قدح موسی

بی‌زحمت فرعونی بی‌غصه اغیاری

ماییم چو می جوشان در خم خراباتی

گرچه سر خم بسته است از کهگل پنداری

از جوشش می کهگل شد بر سر خم رقصان

والله که از این خوشتر نبود به جهان کاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۰۱ای بر سر هر سنگی از لعل لبت نوری
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۰۲ای دشمن عقل من وی داروی بی‌هوشی
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۰۳ای بر سر و پا گشته داری سر حیرانی
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۰۴آن چهره و پیشانی شد قبله حیرانی
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۰۵ای باغ همی‌دانی کز باد کی رقصانی
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۰۶مانده شدم از گفتن تا تو بر ما مانی
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۰۷آن ماه همی‌تابد بر چرخ و زمین یا نی
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۰۸افند کلیمیرا از زحمت ما چونی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.