پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۰۱

ای بر سر هر سنگی از لعل لبت نوری

وز شورش زلف تو در هر طرفی سوری

در حسن بهشت تو در زیر درختانت

هر سوی یکی ساقی هر سوی یکی حوری

از عشق شراب تو هر سوی یکی جانی

محبوس یکی خنبی چون شیره انگوری

هر صبح ز عشق تو این عقل شود شیدا

بر بام دماغ آید بنوازد طنبوری

ای شادی آن شهری کش عشق بود سلطان

هر کوی بود بزمی هر خانه بود سوری

بگذشتم بر دیری پیش آمد قسیسی

می‌زد به در وحدت از عشق تو ناقوری

ادریس شد از درسش هر جا که بد ابلیسی

در صحبت آن کافر شب گشته چون کافوری

گفتم ز که داری این؟ گفتا ز یکی شاهی

هم عاشق و معشوقی هم ناصر و منصوری

یک شاه شکرریزی شمس الحق تبریزی

جان پرور هر خویشی شور و شر هر دوری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۰۳ای بر سر و پا گشته داری سر حیرانی
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۰۴آن چهره و پیشانی شد قبله حیرانی
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۰۵ای باغ همی‌دانی کز باد کی رقصانی
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۰۶مانده شدم از گفتن تا تو بر ما مانی
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۰۷آن ماه همی‌تابد بر چرخ و زمین یا نی
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۰۸افند کلیمیرا از زحمت ما چونی
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۰۹در عشق کجا باشد مانند تو عشقینی
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۱۰چون بسته کنی راهی آخر بشنو آهی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.