پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۹۰

ای پرده‌ی در پرده بنگر که چه‌ها کردی

دل بردی و جان بردی این جا چه رها کردی

ای برده هوس‌ها را بشکسته قفس‌ها را

مرغ دل ما خستی پس قصد هوا کردی

گر قصد هوا کردی ور عزم جفا کردی

کو زهره که تا گویم ای دوست چرا کردی

آن شمع که می‌سوزد گویم ز چه می‌گرید

زیرا که ز شیرینش در قهر جدا کردی

آن چنگ که می‌زارد گویم ز چه می‌زارد

کز هجر تو پشت او چون بنده دوتا کردی

این جمله جفا کردی اما چو نمودی رو

زهرم چو شکر کردی وز درد دوا کردی

هر برگ ز بی‌برگی کف‌ها به دعا برداشت

از بس که کرم کردی حاجات روا کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۹۲ای صورت روحانی امروز چه آوردی
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۹۳گر شمس و قمر خواهی نک شمس و قمر باری
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۹۴از مرگ چه اندیشی چون جان بقا داری
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۹۵امشب پریان را من تا روز به دلداری
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۹۶نظاره چه می‌آیی در حلقه بیداری
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۹۷گر روی بگردانی تو پشت قوی داری
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۹۸ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۹۹ای بر سر بازارت صد خرقه به زناری
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.