پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۷۹

آرایش باغ آمد این روی چه روی است این

مستی دماغ آمد این بوی چه بوی است این

این خانه جنات است یا کوی خرابات است

یا رب که چه خانه‌ست این یا رب که چه کوی است این

در دل صفت کوثر جویی ز می احمر

دل پر شده از دلبر یا رب که چه جوی است این

ای بر سر هر پشته از درد تو صد کشته

تو پرده فروهشته ای دوست چه خوی است این

جان‌ها که به ذوق آمد در عشق دو جوق آمد

در عشق شراب است آن در عشق سبوی است این

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۸۱از چشمه جان ره شد در خانه هر مسکین
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۸۲آن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تن
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۸۳بی او نتوان رفتن بی‌او نتوان گفتن
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۸۴آن ساعد سیمین را در گردن ما افکن
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۸۵ای سرده صد سودا دستار چنین می کن
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۸۶نی نی به از این باید با دوست وفا کردن
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۸۷گرت هست سر ما سر و ریش بجنبان
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۸۸بیا بوسه به چند است از آن لعل مثمن
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.