پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۷

ای بگفته در دلم اسرارها

وی برای بنده پخته کارها

ای خیالت غمگسار سینه‌ها

ای جمالت رونق گلزارها

ای عطای دست شادی بخش تو

دست این مسکین گرفته بارها

ای کف چون بحر گوهرداد تو

از کف پایم بکنده خارها

ای ببخشیده بسی سرها عوض

چون دهند از بهر تو دستارها

خود چه باشد هر دو عالم پیش تو

دانه افتاده از انبارها

آفتاب فضل عالم پرورت

کرده بر هر ذره‌ای ایثارها

چاره‌ای نبود جز از بیچارگی

گرچه حیله می‌کنیم و چاره‌ها

نورهای شمس تبریزی چو تافت

ایمنیم از دوزخ و از نارها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۹گر تو عودی سوی این مجمر بیا
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۰ای تو آب زندگانی فاسقنا
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۱دل چو دانه ، ما مثال آسیا
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۲در میان عاشقان عاقل مبا
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۳ای دل رفته ز جا باز میا
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۴من رسیدم به لب جوی وفا
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۵از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالا
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۶ای میرآب بگشا آن چشمه روان را
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.