پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۶

روح زیتونیست عاشق نار را

نار می‌جوید چو عاشق یار را

روح زیتونی بیفزا ای چراغ

ای معطل کرده دست افزار را

جان شهوانی که از شهوت زهد

دل ندارد دیدن دلدار را

پس به علت دوست دارد دوست را

بر امید خلد و خوف نار را

چون شکستی جان ناری را ببین

در پی او جان پرانوار را

گر نبودی جان اخوان پس جهود

کی جدا کردی دو نیکوکار را

جان شهوت جان اخوان دان از آنک

نار بیند نور موسی وار را

جان شهوانی‌ست از بی‌حکمتی

یاوه کرده نطق طوطی وار را

گشت بیمار و زبان تو گرفت

روی سوی قبله کن بیمار را

قبله شمس الدین تبریزی بود

نور دیده مر دل و دیدار را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۸می‌شدی غافل ز اسرار قضا
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۹گر تو عودی سوی این مجمر بیا
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۰ای تو آب زندگانی فاسقنا
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۱دل چو دانه ، ما مثال آسیا
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۲در میان عاشقان عاقل مبا
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۳ای دل رفته ز جا باز میا
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۴من رسیدم به لب جوی وفا
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۵از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالا
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.