پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۰

ای تو آب زندگانی فاسقنا

ای تو دریای معانی فاسقنا

ما سبوهای طلب آورده‌ایم

سوی تو ای خضر ثانی فاسقنا

ماهیان جان ما زنهارخواه

از تو ای دریای جانی فاسقنا

از ره هجر آمده و آورده ما

عجز خود را ارمغانی فاسقنا

داستان خسروان بشنیده‌ایم

تو فزون از داستانی فاسقنا

در گمان و وسوسه افتاده عقل

زانک تو فوق گمانی فاسقنا

نیم عاقل چه زند با عشق تو

تو جنون عاقلانی فاسقنا

کعبه عالم ز تو تبریز شد

شمس حق رکن یمانی فاسقنا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۲در میان عاشقان عاقل مبا
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۳ای دل رفته ز جا باز میا
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۴من رسیدم به لب جوی وفا
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۵از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالا
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۶ای میرآب بگشا آن چشمه روان را
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۷از سینه پاک کردم افکار فلسفی را
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۸اینجا کسی‌ست پنهان خود را مگیر تنها
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۹آمد بهارِ جان‌ها ای شاخِ تَر به رقص آ
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.