پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۴

من رسیدم به لب جوی وفا

دیدم آن جا صنمی روح فزا

سپه او همه خورشید‌پرست

همچو خورشید همه بی‌سر و پا

بشنو از آیت قرآن مجید

گر تو باور نکنی قول مرا

قد  وَجَدتُّ ٱمْرَأَةً تَمْلِکُهُمْ

أُوتِيَتْ مِن کُلِّ شَىْءٍۢ وَلَهَا

چونک خورشید نمودی رخ خود

سجده دادیش چو سایه همه را

من چو هدهد بپریدم به هوا

تا رسیدم به در شهر سبا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۶ای میرآب بگشا آن چشمه روان را
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۷از سینه پاک کردم افکار فلسفی را
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۸اینجا کسی‌ست پنهان خود را مگیر تنها
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۹آمد بهارِ جان‌ها ای شاخِ تَر به رقص آ
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۰با آن که می‌رسانی، آن بادهٔ بقا را
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۱بیدار کن طرب را بر من بزن تو خود را
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۲بشکن سبو و کوزه، ای میرآب جان‌ها!
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۳جانا قبول گردان این جست و جوی ما را
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.