پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۲

بشکن سبو و کوزه، ای میرآب جان‌ها!

تا وا شود چو کاسه، در پیش تو دهان‌ها

بر گیجگاه ما زن، ای گیجی خردها!

تا وارهد به گیجی، این عقل ز امتحان‌ها

ناقوس تن شکستی، ناموس عقل بشکن

مگذار کآن مزور، پیدا کند نشان‌ها

ور جادویی نماید، بندد زبان مردم

تو چون عصای موسی، بگشا برو زبان‌ها

عاشق خموش خوش‌تر، دریا به جوش خوش‌تر

چون آینه‌ست خوش‌تر، در خامشی بیان‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۴خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور را
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۵شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۶در جنبش اندرآور زلفِ عبرفشان را
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۷ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۸ای صوفیان عشق بدرید خرقه‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۹ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۰نام شتر به ترکی چه بود بگو دوا
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۱شب رفت و هم تمام نشد ماجرای ما
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.