پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۶

در جنبش اندرآور زلفِ عبرفشان را

در رقص اندرآور جان‌های صوفیان را

خورشید و ماه و اختر رقصان به گِردِ چنبر

ما در میانِ رقصیم رقصان کن آن میان را

لطف تو مطربانه از کمترین ترانه

در چرخ اندرآرد صوفیِ آسمان را

باد بهار پویان آید ترانه گویان

خندان کند جهان را خیزان کند خزان را

بس مار یار گردد، گل جفتِ خار گردد

وقت نثار گردد مر شاه بوستان را

هر دم ز باغ بویی آید چو پیک سویی

یعنی که الصلا‌ زن امروز دوستان را

در سر خود روان شد بستان و با تو گوید

در سر خود روان شو تا جان رسد روان را

تا غنچه برگشاید با سرو سرّ ِ سوسن

لاله بشارت آرد مر بید و ارغوان را

تا سر هر نهالی از قعر بر سر آید

معراجیان نهاده در باغ نردبان را

مرغان و عندلیبان بر شاخه‌ها نشسته

چون بر خزینه باشد ادرار پاسبان را

این برگ چون زبان‌ها وین میوه‌ها چو دل‌ها

دل‌ها چو رو نماید قیمت دهد زبان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۸ای صوفیان عشق بدرید خرقه‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۹ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۰نام شتر به ترکی چه بود بگو دوا
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۱شب رفت و هم تمام نشد ماجرای ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۲هر روز بامداد سلام علیکما
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۳آمد بهار خرم آمد نگار ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۴سر به گریب اندَرَست صوفی اسرار را
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۵چند گریزی ز ما ؟ چند روی جا به جا ؟
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.