پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۸

ای صوفیان عشق بدرید خرقه‌ها

صد جامه ضرب کرد گل از لذت صبا

کز یار دور ماند و گرفتار خار شد

زین هر دو درد رست گل از امر ایتیا

از غیب رو نمود صلایی زد و برفت

کاین راه کوتهست گرت نیست پا روا

من هم خموش کردم و رفتم عقیب گل

از من سلام و خدمت ریحان و لاله را

دل از سخن پر آمد و امکان گفت نیست

ای جان صوفیان بگشا لب به ماجرا

زان حال‌ها بگو که هنوز آن نیامده‌ست

چون خوی صوفیان نبود ذکر مامضی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۰نام شتر به ترکی چه بود بگو دوا
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۱شب رفت و هم تمام نشد ماجرای ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۲هر روز بامداد سلام علیکما
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۳آمد بهار خرم آمد نگار ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۴سر به گریب اندَرَست صوفی اسرار را
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۵چند گریزی ز ما ؟ چند روی جا به جا ؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۶ای همه خوبی تو را پس تو که رایی که را ؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۷ای که به هنگامِ درد راحتِ جانی مرا
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.