پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۴۵

فضول گشته‌ام امروز جنگ می‌جویم

منوش نکته مستان که یاوه می‌گویم

تنا بسوز چو هیزم که از تو سیر شدم

دلا برو تو ز پیشم تو را نمی‌جویم

لگن نهاد خیالش به چشمه چشمم

بهانه کرد کز این آب جامه می‌شویم

بگفتمش که به خونابه جامه چون شویی

بگفت خون همه زان سوست و من از این سویم

به سوی تو همه خون است و سوی من همه آب

نه قبطیم که در این نیل موسوی خویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۴۷اگر به عقل و کفایت پی جنون باشم
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۴۸می گریزد از ما و ما قوامش داریم
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۴۹گه چرخ زنان همچون فلکم
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۵۰تلخی نکند شیرین‌ذقنم
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۵۱تشنهٔ خویش کن مده آبم
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۵۲کون خر را نظام دین گفتم
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۵۳آمدم باز تا چنان گردم
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۵۴آتشی از تو در دهان دارم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.