پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۴۴

بیار مطرب بر ما کریم باش کریم

به کوی خسته دلانی رحیم باش رحیم

دلم چو آتش چون در دمی شود زنده

چو دل مباش مسافر مقیم باش مقیم

بیامد آتش و بر راه عاشقان بنشست

که ای مسافر این ره یتیم باش یتیم

ندا رسید به آتش که بر همه عشاق

چو شعله‌های خلیلی نعیم باش نعیم

گلیم از آب چو خواهی که تا برون آری

به زیر پای عزیزان گلیم باش گلیم

چو بایدت که تو را بحر دایه وار بود

مثال دانه در رو یتیم باش یتیم

درست و راست شد ای دل که در هوا دل را

درست راست نیاید دو نیم باش دو نیم

الف مباش ز ابجد که سرکشی دارد

مباش بی دو سر تو چو جیم باش چو جیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۴۶بر آن شده‌ست دلم کآتشی بگیرانم
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۴۷اگر به عقل و کفایت پی جنون باشم
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۴۸می گریزد از ما و ما قوامش داریم
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۴۹گه چرخ زنان همچون فلکم
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۵۰تلخی نکند شیرین‌ذقنم
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۵۱تشنهٔ خویش کن مده آبم
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۵۲کون خر را نظام دین گفتم
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۵۳آمدم باز تا چنان گردم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.