پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۵۳

آمدم باز تا چنان گردم

که چو خورشید جمله جان گردم

سر خُم رَحیق بگشایم

سردهٔ بزم سرخوشان گردم

عشرت اکنون عَلَم به صحرا زد

من چو فکرت چرا نهان گردم

باغ خلدست جان من تا من

قرةالعین باغبان گردم

برنگردم به گرد خود چون قطب

گرد قطبان چو آسمان گردم

چون شبم روز گشت ای سلطان

فارغ از بام و پاسبان گردم

کان زرم نیم زر محدود

که پی سنگ امتحان گردم

تن زن از هی‌هی شبانانه

پادشاهم چرا شبان گردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۵۵در طریقت دو صد کمین دارم
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۵۶تا به جان مست عشق آن یارم
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۵۷همتم شد بلند و تدبیرم
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۵۸در وصالت چه را بیاموزم
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۵۹اه چه بی‌رنگ و بی‌نشان که منم
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۶۰به خدایی که در ازل بوده‌ست
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۶۱ما همه از الست همدستیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۶۲آمدستیم تا چنان گردیم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.