پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۶۱

ما همه از الست همدستیم

عاقبت شکر بازپیوستیم

ما همه همدلیم و همراهیم

جمله از یک شراب سرمستیم

ما ز کونین عشق بگزیدیم

جز که آن عشق هیچ نپرستیم

چند تلخی کشید جان ز فراق

عاقبت از فراق وارستیم

آفتابی درآمد از روزن

کرد ما را بلند اگر پستیم

آفتابا مکش ز ما دامن

نی که بر دامن تو بنشستیم

از شعاع تو است اگر لعلیم

از تو هستیم ما اگر هستیم

پیش تو ذره وار رقصانیم

از هوای تو بند بشکستیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۶۳ما که باده ز دست یار خوریم
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۶۴ناله بلبل بهار کنیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۶۵عاشق روی جان فزای توییم
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۶۶خیز تا فتنه‌ای برانگیزیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۶۷تو چه دانی که ما چه مرغانیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۶۸چند قبا بر قد دل دوختم
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۶۹ای دل صافی دم ثابت قدم
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۷۰آمد سرمست سحر دلبرم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.