پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۶۵

عاشق روی جان فزای توییم

رحمتی کن که در هوای توییم

تو به رخسار آفتابی و مه

ما همه ذره در هوای توییم

تا تو زین پرده روی بنمایی

منتظر بر در سرای توییم

ای که ما در میان مجلس انس

بیخود از شربت لقای توییم

خیره چون دشمنان مکش ما را

کآخر ای دوست آشنای توییم

تو رضا می دهی به کشتن ما

ما همه بنده رضای توییم

گرچه با خاتم سلیمانیم

ای پری زاده خاک پای توییم

شمس تبریز جان جان‌هایی

ما همه بنده و گدای توییم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۶۷تو چه دانی که ما چه مرغانیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۶۸چند قبا بر قد دل دوختم
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۶۹ای دل صافی دم ثابت قدم
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۷۰آمد سرمست سحر دلبرم
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۷۱شد ز غمت خانهٔ سودا دلم
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۷۲چند گهی فاتحه‌خوانت کنم
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۷۳بار دگر جانب یار آمدیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۷۴ما به تماشای تو بازآمدیم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.