پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۷۱

شد ز غمت خانهٔ سودا دلم

در طلبت رفت به هر جا دلم

در طلب زُهره‌رخ‌ِ ماه‌رو

می‌نگرد جانب بالا دلم

فرش غمش گشتم و آخر ز بخت

رفت بر این سقف مصفا دلم

آه که امروز دلم را چه شد!

دوش چه گفته است کسی با دلم؟ 

از طلب گوهر گویای عشق

موج زند موج چو دریا دلم

روز شد و چادر شب می‌دَرَد

در پی آن عیش و تماشا دلم

از دل تو در دل من نکته‌هاست

اه چه ره است از دل تو تا دلم

گر نکنی بر دل من رحمتی

وای دلم وای دلم وا دلم

ای تبریز از هوس شمس دین

چند رود سوی ثریا دلم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۷۳بار دگر جانب یار آمدیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۷۴ما به تماشای تو بازآمدیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۷۵گر تو کنی روی ترش زحمت از این جا ببرم
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۷۶منم آن بنده مخلص که از آن روز که زادم
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۷۷انا فتحنا بابکم لا تهجروا اصحابکم
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۷۸رحت انا من بینکم غبت کذا من عینکم
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۷۹اتیناکم اتیناکم فحیونا نحییکم
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۸۰اقبل الساقی علینا حاملا کاس المدام
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.