پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۵۷

همتم شد بلند و تدبیرم

جز به پیش تو من نمی‌میرم

تو دهانم گرفته‌ای که خموش

تو دهان گیر و من جهان گیرم

زان ز عالم ربوده‌ام حلقه

که به دست توست زنجیرم

پیر ما را ز سر جوان کرده‌ست

لاجرم هم جوان و هم پیرم

چون گشاد من از کمان تو است

راست رو خصم دوز چون تیرم

با گشادت چه جای تیر و کمان

هر دو را بشکنم بنپذیرم

دیدن غیر تو نفاق بود

من نه مرد نفاق و تزویرم

با من آمیختی چو شکر و شیر

چون شکر در گداز از آن شیرم

طاقتم طاق شد ز جفتی خویش

در میفکن دگر به تأخیرم

درد تأخیر چون برآرد دود

بر رَود تا اثیر تأثیرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۵۹اه چه بی‌رنگ و بی‌نشان که منم
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۶۰به خدایی که در ازل بوده‌ست
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۶۱ما همه از الست همدستیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۶۲آمدستیم تا چنان گردیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۶۳ما که باده ز دست یار خوریم
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۶۴ناله بلبل بهار کنیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۶۵عاشق روی جان فزای توییم
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۶۶خیز تا فتنه‌ای برانگیزیم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.