پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۹۸

ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزم

ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم

ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم

وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم

ای شش جهت ز نورت چون آینه‌ست شش رو

وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم

دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته

جان نیز گشت خسته از تو کجا گریزم

گر بندم این بصر را ور بسکلم نظر را

از دل نه‌ای گسسته از تو کجا گریزم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۰۰عالم گرفت نورم بنگر به چشم‌هایم
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۰۱آوازه جمالت از جان خود شنیدیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۰۲درده شراب یک سان تا جمله جمع باشیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۰۳من آن شب سیاهم کز ماه خشم کردم
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۰۴اشکم دهل شده‌ست از این جام دم به دم
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۰۵از ما مشو ملول که ما سخت شاهدیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۰۶برخیز تا شراب به رطل و سبو خوریم
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۰۷چیزی مگو که گنج نهانی خریده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.