پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۰۳

من آن شب سیاهم کز ماه خشم کردم

من آن گدای عورم کز شاه خشم کردم

از لطفم آن یگانه می خواند سوی خانه

کردم یکی بهانه وز راه خشم کردم

گر سر کشد نگارم ور غم برد قرارم

هم آه برنیارم از آه خشم کردم

گاهم فریفت با زر گاهم به جاه و لشکر

از زر چو زر بجستم وز جاه خشم کردم

ز آهن ربای اعظم من آهنم گریزان

وز کهربای عالم من کاه خشم کردم

ما ذره‌ایم سرکش از چار و پنج و از شش

خود پنج و شش کی باشد ز الله خشم کردم

این را تو برنتابی زیرا برون آبی

گر شبه آفتابی ز اشباه خشم کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۰۵از ما مشو ملول که ما سخت شاهدیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۰۶برخیز تا شراب به رطل و سبو خوریم
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۰۷چیزی مگو که گنج نهانی خریده‌ام
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۰۸ای گوش من گرفته توی چشم روشنم
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۰۹ما قحطیان تشنه و بسیارخواره‌ایم
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۱۰با روی تو ز سبزه و گلزار فارغیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۱۱بگشای چشم خود که از آن چشم روشنیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۱۲ما در جهان موافقت کس نمی‌کنیم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.