پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۰۲

درده شراب یک سان تا جمله جمع باشیم

تا نقش‌های خود را یک یک فروتراشیم

از خویش خواب گردیم همرنگ آب گردیم

ما شاخ یک درختیم ما جمله خواجه تاشیم

ما طبع عشق داریم پنهان آشکاریم

در شهر عشق پنهان در کوی عشق فاشیم

خود را چو مرده بینیم بر گور خود نشینیم

خود را چو زنده بینیم در نوحه رو خراشیم

هر صورتی که روید بر آینه دل ما

رنگ قلاش دارد زیرا که ما قلاشیم

ما جمع ماهیانیم بر روی آب رانیم

این خاک بوالهوس را بر روی خاک پاشیم

تا ملک عشق دیدیم سرخیل مفلسانیم

تا نقد عشق دیدیم تجار بی‌قماشیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۰۴اشکم دهل شده‌ست از این جام دم به دم
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۰۵از ما مشو ملول که ما سخت شاهدیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۰۶برخیز تا شراب به رطل و سبو خوریم
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۰۷چیزی مگو که گنج نهانی خریده‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۰۸ای گوش من گرفته توی چشم روشنم
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۰۹ما قحطیان تشنه و بسیارخواره‌ایم
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۱۰با روی تو ز سبزه و گلزار فارغیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۱۱بگشای چشم خود که از آن چشم روشنیم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.