پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۰۱

آوازه جمالت از جان خود شنیدیم

چون باد و آب و آتش در عشق تو دویدیم

اندر جمال یوسف گر دست‌ها بریدند

دستی به جان ما بر بنگر چه‌ها بریدیم

رندان و مفلسان را پیداست تا چه باشد

این دلق پاره پاره در پای تو کشیدیم

در عشق جان سپاران مانند ما هزاران

هستند لیک چون تو در خواب هم ندیدیم

ماننده ستوران در آب وقت خوردن

چون عکس خویش دیدیم از خویش می رمیدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۰۳من آن شب سیاهم کز ماه خشم کردم
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۰۴اشکم دهل شده‌ست از این جام دم به دم
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۰۵از ما مشو ملول که ما سخت شاهدیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۰۶برخیز تا شراب به رطل و سبو خوریم
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۰۷چیزی مگو که گنج نهانی خریده‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۰۸ای گوش من گرفته توی چشم روشنم
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۰۹ما قحطیان تشنه و بسیارخواره‌ایم
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۱۰با روی تو ز سبزه و گلزار فارغیم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.