پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۷۹

آن خانه که صد بار در او مایده خوردیم

بر گرد حوالی‌گه آن خانه بگردیم

ماییم و حوالی‌گه آن خانه دولت

ما نعمت آن خانه فراموش نکردیم

آن خانه مردی است و در او شیردلانند

از خانه مردی بگریزیم، چه مردیم؟

آنجا همه مستی‌ست و برون جمله خمار است

آنجا همه لطفیم و دگرجا همه دردیم

آنجا طرب‌انگیزتر از باده لعلیم

وین‌جا بد و رخ‌زردتر از شیشه زردیم

آن‌جای به گرمی همه خورشید تموزیم

وین‌جای به سردی همه چون بهمن سردیم

آنجا همه آمیخته چون شکر و شیریم

وین‌جا همه آویخته در جنگ و نبردیم

آنجا شه شطرنج بساط دو جهانیم

وین‌جا همه سرگشته‌تر از مهره نردیم

چرخی است کز آن چرخ چو یک برق بتابد

بر چرخ برآییم و زمین را بنوردیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۸۱ما آتش عشقیم که در موم رسیدیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۸۲چون در عدم آییم و سر از یار برآریم
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۸۳امروز مها خویش ز بیگانه ندانیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۸۴بشکن قدح باده که امروز چنانیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۸۵صبح است و صبوح است بر این بام برآییم
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۸۶چون آینه رازنما باشد جانم
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۸۷امروز چنانم که خر از بار ندانم
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۸۸ای خواجه بفرما به کی مانم به کی مانم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.