پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۰۹

ای جهان را دلگشا اقبال عشق

یفعل الله ما یشا اقبال عشق

ای صفا و ای وفا در جور عشق

ای خوشا و ای خوشا اقبال عشق

ای بده جانتر ز جان دیدار عشق

وی فزون از جان و جا اقبال عشق

تا ز اخلاص و ریا بیرون شدم

جان اخلاص و ریا اقبال عشق

گر بگردد آفتاب از ضعف نیست

نقل کرد از جا به جا اقبال عشق

خلق گوید عاقبت محمود باد

عاقبت آمد به ما اقبال عشق

من دهان بستم که بگشادست پر

در دل خلق خدا اقبال عشق

بد دعا زنبیل و این دولت خلیل

می‌نگنجد در دعا اقبال عشق

وحدت عشقست این جا نیست دو

یا توی یا عشق یا اقبال عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۱۱باز از آن کوه قاف آمد عنقای عشق
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۱۲فریفت یار شکربار من مرا به طریق
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۱۳جان و سر تو که بگو بی‌نفاق
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۱۴به دلجویی و دلداری درآمد یار پنهانک
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۱۵روان شد اشک یاقوتی ز راه دیدگان اینک
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۱۶رو رو که نه‌ای عاشق ای زلفک و ای خالک
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۱۷آن میر دروغین بین با اسپک و با زینک
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۱۸هر اول روز ای جان صد بار سلام علیک
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.