پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۱۷

آن میر دروغین بین با اسپک و با زینک

شنگینک و منگینک سربسته به زرینک

چون منکر مرگست او گوید که اجل کو کو

مرگ آیدش از شش سو گوید که منم اینک

گوید اجلش کای خر کو آن همه کر و فر

وان سبلت و آن بینی وان کبرک و آن کینک

کو شاهد و کو شادی مفرش به کیان دادی

خشتست تو را بالین خاکست نهالینک

ترک خور و خفتن گو رو دین حقیقی جو

تا میر ابد باشی بی‌رسمک و آیینک

بی‌جان مکن این جان را سرگین مکن این نان را

ای آنک فکندی تو در در تک سرگینک

ما بسته سرگین دان از بهر دریم ای جان

بشکسته شو و در جو ای سرکش خودبینک

چون مرد خدابینی مردی کن و خدمت کن

چون رنج و بلا بینی در رخ مفکن چینک

این هجو منست ای تن وان میر منم هم من

تا چند سخن گفتن از سینک و از شینک

شمس الحق تبریزی خود آب حیاتی تو

وان آب کجا یابد جز دیده نمگینک

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۱۹بباید عشق را ای دوست دردک
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۲۰اندرآ با ما نشان ده راستک
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۲۱ایا هوای تو در جان‌ها سلام علیک
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۲۲ای ظریف جهان سلام علیک
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۲۳ای ظریف جهان سلام علیک
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۲۴برخیز ز خواب و ساز کن چنگ
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۲۵عشق خامش طرفه‌تر یا نکته‌های چنگ چنگ
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۲۶عاشقیّ و آن‌گَهانی نام و ننگ؟
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.