پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۲۳

ای ظریف جهان سلام علیک

ان دائی و صحتی بیدیک

داروی درد بنده چیست بگو

قبله لو رزقت من شفتیک

از تو آیم بر تو هم به نفیر

آه المستغاث منک الیک

گر به خدمت نمی‌رسم به بدن

انما الروح و الفؤاد لدیک

گر خطابی نمی‌رسد بی‌حرف

پس جهان پر چرا شد از لبیک

نحس گوید تو را که بدلنی

سعد گوید تو را که یا سعدیک

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۲۵عشق خامش طرفه‌تر یا نکته‌های چنگ چنگ
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۲۶عاشقیّ و آن‌گَهانی نام و ننگ؟
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۲۷تتار اگر چه جهان را خراب کرد به جنگ
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۲۸حریف جنگ گزیند تو هم درآ در جنگ
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۲۹چو زد فراق تو بر سر مرا به نیرو سنگ
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۳۰بگردان شراب ای صنم بی‌درنگ
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۳۱هر کی در او نیست از این عشق رنگ
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۳۲توبه سفر گیرد با پای لنگ
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.