پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۲۸

حریف جنگ گزیند تو هم درآ در جنگ

چو سگ صداع دهد تن مزن برآور سنگ

به خویش آی و چنین خویش را خلاوه مکن

که اینت گوید گولست و آنت گوید دنگ

چه دست باشد کز رو مگس نداند راند

ز سست طبعی کرمی نمایدش چو پلنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۳۰بگردان شراب ای صنم بی‌درنگ
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۳۱هر کی در او نیست از این عشق رنگ
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۳۲توبه سفر گیرد با پای لنگ
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۳۳ای تو ولی احسان دل ای حسن رویت دام دل
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۳۴این بوالعجب کاندر خزان شد آفتاب اندر حمل
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۳۵بانگ زدم نیم شبان کیست در این خانه دل
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۳۶حلقه دل زدم شبی در هوس سلام دل
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۳۷الا ای رو ترش کرده که تا نبود مرا مدخل
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.