پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۲۱

ایا هوای تو در جان‌ها سلام علیک

غلام می‌خری ارزان بها سلام علیک

ایا کسی که هزاران هزار جان و روان

همی‌کشند ز هر سو تو را سلام علیک

به وقت خواندن آن نامه‌های خون آلود

بخوان ز جانب این آشنا سلام علیک

تو می‌خرامی و خورشید و ماه در پی تو

همی‌دوند که‌ای خوش لقا سلام علیک

به خاک پای تو هر دم همی‌کنند پیغام

هزار چشم که ای توتیا سلام علیک

تو تیزگوش تری از همه که هر نفست

ز غیب می‌رسد از انبیا سلام علیک

سلام خشک نباشد خصوص از شاهان

هزار خلعت و هدیه‌ست با سلام علیک

چنانک کرد خداوند در شب معراج

به نور مطلق بر مصطفی سلام علیک

زهی سلام که دارد ز نور دنب دراز

چنین بود چو کند کبریا سلام علیک

گذشت این همه ای دوست ماجرا بشنو

ولیک پیشتر از ماجرا سلام علیک

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۲۳ای ظریف جهان سلام علیک
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۲۴برخیز ز خواب و ساز کن چنگ
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۲۵عشق خامش طرفه‌تر یا نکته‌های چنگ چنگ
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۲۶عاشقیّ و آن‌گَهانی نام و ننگ؟
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۲۷تتار اگر چه جهان را خراب کرد به جنگ
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۲۸حریف جنگ گزیند تو هم درآ در جنگ
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۲۹چو زد فراق تو بر سر مرا به نیرو سنگ
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۳۰بگردان شراب ای صنم بی‌درنگ
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.