پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۵۰

به خدمت لبت آمد به انتجاع شکر

که از لب شکرین بخش یک دو صاع شکر

تو ارتقا به سخا جو مگو نه گو آری

نظر مکن که نیی یافت ارتفاع شکر

لب تو است که شکر ز عین او روید

نه منتظر که رسید نسیه از بقاع شکر

شکر به وقت شکر خوردنت نصیبی یافت

که بر مذاق دهان‌ها بود مطاع شکر

ببسته‌ای دو لب امروز زان همی‌ترسم

که از غم تو بماند ز انتفاع شکر

زهی نبات که دارد لب تو کز وی شد

امیر جمله نباتات بی‌نزاع شکر

دهان ببندم و بسته شکر همی‌خایم

که تا به جان برسد خوش به ابتلاع شکر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۵۲ببین دلی که نگردد ز جان سپاری سیر
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۵۳مه تو یار ندارد جز او تو یار مگیر
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۵۴چو دررسید ز تبریز شمس دین چو قمر
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۵۵از آن مقام که نبود گشاد زود گذر
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۵۶مطربِ عاشقان بجنبان تار
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۵۷گر تو خواهی وطن پر از دلدار
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۵۸رحم بر یار کی کند هم یار
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۵۹عشق جانست عشق تو جان‌تر
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.