پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۵۹

عشق جانست عشق تو جان‌تر

لطف درمان و از تو درمان‌تر

کافری‌های زلف کافر تو

گشته ز ایمان جمله ایمان‌تر

جان سپردن به عشق آسانست

وز پی عشق توست آسان‌تر

همه مهمان خوان لطف تواند

لیک این بنده زاده مهمان‌تر

بی‌تو هستند جمله بی‌سامان

لیک من بی‌طریق و سامان‌تر 

عشق تو کان دولت ابدست

لیک وصل جمال تو کان‌تر

تیغ هندی هجر برانست

لیک هندی عشق بران‌تر

هر دلی چارپره در پی توست

دل ما صدپرست و پران‌تر

دیدن تو به صد چو جان ارزان

عوض نیم جانم ارزان‌تر

گرچه این چرخ نیک گردانست

چرخ افلاک عشق گردان‌تر

همه ز افلاک عشق در ترسند

وان فلک در غم تو ترسان‌تر

شمس تبریز همتی می‌دار

تا شوم در تو من عجب‌دان‌تر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۶۱مطربا عیش و نوش از سر گیر
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۶۲مطربا عشقبازی از سر گیر
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۶۳عار بادا جهانیان را عار
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۶۴خلق را زیر گنبد دوار
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۶۵میر خرابات توی ای نگار
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۶۶چند از این راه نو روزگار
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۶۷مست توام نه از می و نه از کوکنار
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۶۸جان خراباتی و عمر بهار
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.