پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۶۵

میر خرابات توی ای نگار

وز تو خرابات چنین بی‌قرار

جمله خرابات خراب تواند

جمله اسرار ز توست آشکار

جان خراباتی و عمر عزیز

هین که بشد عمر چنین هوشیار

جان و جهان جان مرا دست گیر

چشم جهان حرف مرا گوش دار

خاک کفت چشم مرا توتیاست

وعده تو گوش مرا گوشوار

خمر کهن بر سر عشاق ریز

صورت نو در دل مستان نگار

ساغر بازیچه فانی ببر

ساغر مردانه ما را بیار

آتش می بر سر پرهیز ریز

وای بر آن زاهد پرهیزکار

حق چو شراب ازلی دَر دِهد

مرد خورد باده حق مردوار

پرورش جان به سقاهم بود

از می و از ساغر پروردگار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۶۷مست توام نه از می و نه از کوکنار
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۶۸جان خراباتی و عمر بهار
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۶۹هست کسی صافی و زیبانظر
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۷۰رحم کن ار زخم شوم سر به سر
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۷۱در بگشا کآمد خامی دگر
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۷۲جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطر
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۷۳بشنو خبر صادق از گفته پیغامبر
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۷۴مرا می‌گفت دوش آن یار عیار
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.