پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۶۹

هست کسی صافی و زیبانظر

تا بکند جانب بالا نظر

هست کسی پاک از این آب و گل

تا بکند جانب دریا نظر

پا بنهد بر کمر کوه قاف

تا بزند بر پر عنقا نظر

تا که نظر مست شود ز آفتاب

تا بشود بی‌سر و بی‌پا نظر

هست کسی را مدد از نور عشق

تا فتدش جمله بدان جا نظر

آب هم از آب مصفا شود

هم ز نظر یابد بینا نظر

جمله نظر شو که به درگاه حق

راه نیابد مگر الا نظر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۷۱در بگشا کآمد خامی دگر
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۷۲جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطر
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۷۳بشنو خبر صادق از گفته پیغامبر
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۷۴مرا می‌گفت دوش آن یار عیار
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۷۵انجیرفروش را چه بهتر
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۷۶انتم الشمس و القمر منکم السمع و البصر
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۷۷آفتابی برآمد از اسرار
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۷۸جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطر
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.