پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۵۸

رحم بر یار کی کند هم یار

آه بیمار کی شنود بیمار

اشک‌های بهار مشفق کو

تا ز گل پر کنند دامن خار

اکثروا ذکر هادم اللذات

بشنوید از خزان بی‌زنهار

غار جنت شود چو هست در او

ثانی اثنین اذ هما فی الغار

ز آه عاشق فلک شکاف کند

ناله عاشقان نباشد خوار

فلک از بهر عاشقان گردد

بهر عشقست گنبد دوار

نی برای خباز و آهنگر

نی برای دروگر و عطار

آسمان گرد عشق می‌گردد

خیز تا ما کنیم نیز دوار

بین که لو لاک ما خلقت چه گفت

کان عشق است احمد مختار

مدتی گرد عاشقی گردیم

چند گردیم گرد این مردار

چشم کو تا که جان‌ها بیند

سر برون کرده از در و دیوار

در و دیوار نکته گویانند

آتش و خاک و آب قصه گزار

چون ترازو و چون گز و چو محک

بی‌زبانند و قاضی بازار

عاشقا رو تو همچو چرخ بگرد

خامش از گفت و جملگی گفتار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۶۰روی بنما به ما مکن مستور
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۶۱مطربا عیش و نوش از سر گیر
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۶۲مطربا عشقبازی از سر گیر
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۶۳عار بادا جهانیان را عار
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۶۴خلق را زیر گنبد دوار
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۶۵میر خرابات توی ای نگار
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۶۶چند از این راه نو روزگار
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۶۷مست توام نه از می و نه از کوکنار
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.