پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۵۳

مه تو یار ندارد جز او تو یار مگیر

رخش کنار ندارد از او کنار مگیر

جهان شکارگهی دان ز هر طرف صیدی

درآ چو شیر به جز شیر نر شکار مگیر

هوای نفس مهارست و خلق چون شتران

به غیر آن شتر مست را مهار مگیر

وجود جمله غبارست تابش از مه ماست

به ماه پشت میار و ره غبار مگیر

بران ز پیش جهان را که مار گنج تواست

تواش به حسن چو طاووس گیر و مار مگیر

چو خلق بر کف دستت نهند چون سیماب

ز عشق بر کف سیماب شو قرار مگیر

به حس دست بدان ار چه چشم تو بستست

ز گلشن ازلی گل بچین و خار مگیر

به بوی آن گل بگشاد دیده یعقوب

نسیم یوسف ما را ز کرته خوار مگیر

کیست یوسف جان شاه شمس تبریزی

به غیر حضرت او را تو اعتبار مگیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۵۵از آن مقام که نبود گشاد زود گذر
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۵۶مطربِ عاشقان بجنبان تار
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۵۷گر تو خواهی وطن پر از دلدار
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۵۸رحم بر یار کی کند هم یار
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۵۹عشق جانست عشق تو جان‌تر
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۶۰روی بنما به ما مکن مستور
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۶۱مطربا عیش و نوش از سر گیر
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۶۲مطربا عشقبازی از سر گیر
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.