پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۰۹

ساقیا باده گلرنگ بیار

داروی درد دل تنگ بیار

روز بزمست نه روز رزمست

خنجر جنگ ببر چنگ بیار

ای ز تو دردکشان دردکشان

دردیی که کندم دنگ بیار

من ز هر درد نمی‌گردم دنگ

دردی آن سره سرهنگ بیار

روز جامست نه نام و ناموس

نام از پیش ببر ننگ بیار

کیمیایی که کند سنگ عقیق

آزمون کن بر او سنگ بیار

صیقل آینه نه فلکست

ز امتحان آهن پرزنگ بیار

چشمه خضر تو را می‌خواند

که سبو کش دو سه فرسنگ بیار

پس گردن ز چه رو می‌خاری

نک ظفر هست تو آهنگ بیار

حرف رنگست اگر خوش بویست

جان بی‌صورت و بی‌رنگ بیار

کم کنی رنگ بیفزاید روح

بوی روح صنم شنگ بیار

لب ببند از دغل و از حیلت

جان بی‌حیلت و فرهنگ بیار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۱۱روزی خوشست رویت از نور روز خوشتر
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۱۲بر منبرست این دم مذکر مذکر
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۱۳ای جان جان جان‌ها جانی و چیز دیگر
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۱۴ای محو عشق گشته جانی و چیز دیگر
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۱۵ای آینه فقیری جانی و چیز دیگر
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۱۶هر کس به جنس خویش درآمیخت ای نگار
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۱۷دل ناظر جمال تو آن گاه انتظار
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۱۸میر شکار من که مرا کرده‌ای شکار
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.