پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۱۴

ای محو عشق گشته جانی و چیز دیگر

ای آنک آن تو داری آنی و چیز دیگر

اسرار آسمان را و احوال این و آن را

از لوح نانبشته خوانی و چیز دیگر

هر دم ز خلق پرسی احوال عرش و کرسی

آن را و صد چنان را دانی و چیز دیگر

لعلیست بی‌نهایت در روشنی به غایت

آن لعل بی‌بها را کانی و چیز دیگر

حکمی که راند فرمان روز الست بر جان

آن جمله حکم‌ها را رانی و چیز دیگر

چشمی که دید آن رو گر عشق راند این سو

آن چشم نیست والله زانی و چیز دیگر

آن چشم احول آمد در گام اول آمد

کو گفت اولی را ثانی و چیز دیگر

هر کو بقا نیابد از شمس حق تبریز

او هست در حقایق فانی و چیز دیگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۱۶هر کس به جنس خویش درآمیخت ای نگار
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۱۷دل ناظر جمال تو آن گاه انتظار
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۱۸میر شکار من که مرا کرده‌ای شکار
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۱۹کس بی‌کسی نماند می‌دان تو این قدر
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۲۰مستیم و بیخودیم و جمال تو پرده در
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۲۱آمد بهار خرم و آمد رسول یار
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۲۲اندیشه را رها کن اندر دلش مگیر
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۲۳پرده خوش آن بود کز پس آن پرده دار
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.