پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۰۸

ساقیا باده چون نار بیار

دفع غم را تو ز اسرار بیار

باده‌ای را که ز دل می‌جوشد

زود ای ساقی دلدار بیار

کافر عشق بیا باده ببین

نیست شو در می و اقرار بیار

ساقیا دست همه مستان گیر

همچنان جانب گلزار بیار

پیش این شاهد ما خوبان را

گردن بسته ز بلغار بیار

مؤمنان را همه عریان کردی

گروی نیز ز کفار بیار

شمس تبریز بگو دولت را

بپذیر اندک و بسیار بیار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۱۰از لب یار شکر را چه خبر
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۱۱روزی خوشست رویت از نور روز خوشتر
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۱۲بر منبرست این دم مذکر مذکر
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۱۳ای جان جان جان‌ها جانی و چیز دیگر
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۱۴ای محو عشق گشته جانی و چیز دیگر
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۱۵ای آینه فقیری جانی و چیز دیگر
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۱۶هر کس به جنس خویش درآمیخت ای نگار
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۱۷دل ناظر جمال تو آن گاه انتظار
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.