پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۵

چو او باشد دل دل‌سوز ما را

چه باشد شب چه باشد روز ما را

که خورشید ار فروشد ار برآمد

بس است این جانِ جان افروز ما را

تو مادرمرده را شیون مَیآموز

که استادست عشق آموز ما را

مدوزان خرقهٔ ما را مدران

نشاید شیخ خرقه‌دوز ما را

همه کس بر عدو پیروز خواهد

جمال آن عدو پیروز ما را

همه کس بخت گنج‌اندوز جوید

ولیکن عشق رنج‌اندوز ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۷امیر حسن خندان کن حَشَم را
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۸به برج دل رسیدی بیست این جا
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۹بکت عینی غداة البین دمعا
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۰تو بشکن چنگ ما را ای معلا‌‌!
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۱برای تو فدا کردیم جان‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۲ز روی تست عید آثار ما را
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۳ای مطرب دل برای یاری را
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۴اندر دل ما توی نگارا
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.