پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۰

تو بشکن چنگ ما را ای معلا‌‌!

هزاران چنگ دیگر هست اینجا

چو ما در چنگ عشق اندر فتادیم

چه کم آید بر ما چنگ و سرنا‌‌؟!

رباب و چنگ عالم گر بسوزد

بسی چنگی که پنهانیست یارا‌!

ترنگ و تنتنش رفته به گردون

اگر چه ناید آن در گوش صما

چراغ و شمع عالم گر بمیرد

چه غم چون سنگ و آهن هست برجا

به روی بحر خاشاک است اغانی

نیاید گوهری بر روی دریا

ولیکن لطف خاشاک از گهر دان

که عکس عکس برق اوست بر ما

اغانی جمله فرع شوق وصلی‌ست

برابر نیست فرع و اصل اصلا

دهان بربند و بگشا روزن دل

از آن ره باش با ارواح گویا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۲ز روی تست عید آثار ما را
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۳ای مطرب دل برای یاری را
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۴اندر دل ما توی نگارا
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۵ای جان و قوام جمله جان‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۶ای سخت گرفته جادوی را
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۷از دور بدیده شمس دین را
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۸بنمود مه وفا از این جا
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۹برخیز و صبوح را بیارا
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.