پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۶

ای سخت گرفته جادوی را

شیری بنموده آهوی را

از سحر تو احولست دیده

در دیده نهاده‌ای دوی را

بنموده‌ای از ترنج آلو

کی یافت ترنج آلوی را

سحر تو نمود بره را گرگ

بنموده ز گندمی جوی را

منشور بقا نموده سحرت

طومار خیال منطوی را

پر باد هدایتست ریشش

از سحر تو جاهل غوی را

سوفسطاییم کرد سحرت

ای ترک نموده هندوی را

چون پشه نموده وقت پیکار

پیلان تهمتن قوی را

تا جنگ کنند و راست آرند

تقدیر و قضای مستوی را

سوفسطایی مشو خمش کن

بگشای زبان معنوی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۸بنمود مه وفا از این جا
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۹برخیز و صبوح را بیارا
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۰تا چند تو پس روی به پیش آ
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۱چون خانه روی ز خانه ما
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۲دیدم رخ خوب گلشنی را
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۳دیدم شه خوب خوش لقا را
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۴ساقی تو شراب لامکان را
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۵گفتی که گزیده‌ای تو بر ما
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.