پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۱

برای تو فدا کردیم جان‌ها

کشیده بهر تو زخم زبان‌ها

شنیده طعنه‌های همچو آتش

رسیده تیر کاری زان کمان‌ها

اگر دل را برون آریم پیشت

ببخشایی بر آن پرخون نشان‌ها

اگر دشمن تو را از من بدی گفت

مها دشمن چه گوید جز چنان‌ها

بیا ای آفتاب جمله خوبان

که در لطف تو خندد لعل کان‌ها

که بی‌تو سود ما جمله زیانست

که گردد سود با بودت زیان‌ها

گمان او بسستش زهر قاتل

که در قند تو دارد بدگمان‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۳ای مطرب دل برای یاری را
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۴اندر دل ما توی نگارا
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۵ای جان و قوام جمله جان‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۶ای سخت گرفته جادوی را
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۷از دور بدیده شمس دین را
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۸بنمود مه وفا از این جا
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۹برخیز و صبوح را بیارا
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۰تا چند تو پس روی به پیش آ
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.